تبليغاتX
¸,.•´ ღღ دفتر خاطرات من ღღ `•.,.
به این وبم سر بزنید

asali-khoshmal12.blogfa.com

منتظرتونم..

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 11:3 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥

 فــَقــَطــ اَگــهـ جـُراَتــ داشــتَمــ

خــُودَمــُو اوُنــُو راحــَتـــ میکـــَردَمــ... 


+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 23:4 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

دلم گرفته

پای پنجره نشستم,
کوچه خاکستری باز زیر بارون,
من چه دل تنگتم امروز,
انگار ازهمون روز هاست حال و هوام رنگ تو,
کوچه دل تنگ تو,
دلم گرفته,
دوباره هوای تورو داره,
چشم های خیسم واسه ی دیدنت بی قراره,
این راه دور هم خبر ازدل من که نداره,
آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم,
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم,
این دل تنهام دوباره هوای تورا داره,
هوای شهر تو با بوی گل ها,
پیچیده توی اتاقم مثل خواب,
داره بدجوری غریبی می کنه,
آخه جزتو دردم را کی میدونه............

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 22:31 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

بچه ها کمکم کنید 

فک کنید همه سرتون غر میزنن و بهتون میگن بچه.. حتی دلم نمی خواد جوابشونو بدم.. حالا از یکی که انتظار نداشتید این حرفو بهتون بگه و تا میتونه بات دعوا کنه و فقط به اون امیدوار بودید و اون تنها تکیه گاه شما توی مشکلاتتون بود... لطفن جوابمو بدید... چی بش میگید؟

+ تاريخ شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:2 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

سلام به همه... این مدت داشتم خر میزدم (جون عمم)...نه ولی خب میخوندم دیگه...

راستش روزای خوبی نبود... جدیدا هر کاری میخوام بکنم قبلش فک نمی کنم بد گند میزنم

دیگه واسه این کارامه که از خودم متنفر شدم.. از همه دوستام که دیر دیر بهشون سر میزنم ..

معذرت میخوام.. تو این مدت سرم شلوغ بود... هر چی راهنمایی دارید تو نظرا بم بگید...

                                             فعلن....

+ تاريخ جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 20:48 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

سلام به همه دوست های خوبم... حالم خیلی بهتره... زندگیم داره بهتر میشه...

ببخشید آقا پسرا...

۱)پسرها  امضا گواهی نامه شون خشک نشده به رانندگی خانوما گیر میدن

۲)پسرها جک هایی رو میگن که تنها مورد تایید ۱)وزارت ارشاد اسلامی ۲)وزارت بهداشت ۳)وزارت مبارزه با تبعیضات اسلامیو... باشد   

۳)پسر ها همیشه به این جملات برخورد میکنند(مشترک گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد)             به نظر شما چرا؟؟؟؟؟  

۴)دقت کردین تا تلفن یه تک زنگ میخوره پسرا میرن طرف تلفن

۵)آخی دیدین پسرا عاشق الکسندرگراهام بل هستن    

 ۶)دیدین پسرها پشت چراغ قرمز با ديدن يه دختر خوشگل چشماشون متل چراغهاي ‍‍‍‍‍فلوكس نميزنه بيرون  

۷)پسزا روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرستن كه چرا

پسورد اي دي دوست دخترشونو ندارن

۸)پسرا هميشه سر كلاس صندلي رو پيدا ميكنن كه پيشه يه خانوم باشه  

۹)پسرا هميشه وقتي خونه بر ميگردن ماشينشون بوي ادكلن زنونه ميده

۱۰)پسرا هميشه پاي تلفن از كلمات:ساعت چند كي مياي   دير نكني  استفاده ميكنن

۱۱)وقت ميان خونه جاي ‍‍‍‍رژ لب رو صورتشون هست  

۱۲)پسرا هميشه وقتي كسي رو ميبينن كه داره از خيابون عبور ميكنهتعداد دنده رو از يك به ۴ ارتقا ميدن و قصد جان عابر را ميكنن   
۱۳)سالي يه بارم حموم نميرن فقط بلدن از دخترا ايراد بگرين كه چرا هر روز دوش ميگيرين خودشون بوي گند ميدن  

کپی رایت

فصله امتحانته کمتر میام نت... فعلن...

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 14:43 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

چند وقتیه احساس میکنم تو این دنیا یه غریبم.... بدون هیچ دلیلی دلم میگیره.

 نمی دونم چرا... ولی دیگه حتی احساس میکنم دیگه تنهای تنهام ....

    حوصله ی هیچ کاری رو ندارم... گاهی وقتا دیگه چاره ای ندارم... خود به خود  با خدای خودم درد و دل

                                 میکنم... حداقل آروم میشم...

  ولی آدم تا عشقش کنارش باشه چه غمی داره... نمی دونم چرا من این طوریم....

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:57 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

وقتی دهکده ای آتش میگیرد همه دودش را می بینند و برای خاموش کردن آن تلاش می کنند .

      اما وقتی دلی می شکند و قلبی به تپش می آید هیچ کس با خبر نمی شود.

دلم شکسته و قلبم به تپش افتاده است دیگر نای نفس کشیدن ندارم احساس می کنم

دیگر زنده نیستم اما هم چنان صدای قلبم به گوش می رسد نمی دانم چرا با من چنین تا

کردی که دیگر از همه بیزارم و حتی شوقی به زیستن در این قبلگاه عشق ندارم............

اما با این حال باز هم صدای قلبم  با زمزمه ی

                                                                    دوستت دارم

                                                                                              همراه است...

 

+ تاريخ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 20:49 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |

این چند روز گند ترین روز های زندگیم بود... مزخرف.... تحملشوون خیلی سخته...

هر کی از راه میرسه یه چی بت میگه... اه اه...

انقدر عصبان بودم که با همه دعوا میکردم حالا تقصیره کیه؟؟؟ خوب معلومه یه اسگل...

همون اسگله یه کاری کرد مجبور شدم وبه قبلیمو ... وب به اون باحالی رو حذف کنم...

...بماند چی شد... امید وارم فردا دوباره زهره مارم نشه....

+ تاريخ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 16:36 نويسنده ♥♫ الــــهــ ـه ♫♥ |